💙وبلاگ اسرا جون💙

به ما هم سر بزنید دوستون دارم😘

چیش گفتن دختر گلم

اسرا چند روزه وقتی میخواد پوشک شو کثیف کنه خبر میده وقتی میبرم چیش میکنه بعد به خودش دست میزنه خودشو تشویق میکنه اسرا هر جا لباس میبینه سعی میکنه بگذارد به سرش فکر میکند میپوشد بعدش هم میکه بریم بیرون اسرا این روزها دیگه نمیزاره عکس ازش بگیرم وقتی میبینه دوربینو گرفتم بطرفش زود میدوه بطرف من مه بیاد ببینه چطوری افتاده هی میگم دخترم صبر کن بگیرم بعد اما قبول نمیکنه واسه همین عکسهاش بی کیفیت می افته   ...
18 اسفند 1393

شیطونت های دختر گلم

اسراجون وقتی غدا میخوره سیر که میشه اخر غذا رو از ظرف خالی میکنه زمین .وقتی میگم اسرا باباجون بیاد دعوا میکنه اسرا دستشو میزنه صورتش میگه وای وای   اسرا وقتی میاد خونه ما میره کفش های مجلسی مرا پاش میکنه میدوه این ور و اون ور من میدوم او میدوه اسرا فقط دوس داره گوشی و تبلب و برداره درشو واکنه باطریشو در بیاره بندازه زمن وقتی میخوام عکس ازش بکیرم زود بلند میشه میپره بغلم میگه نشون بده نگاه کنم یه ساعت طول میکشه از اسرا یه عکس بگیرم 15 تا عکس می اندازم یکی بدرد بخور میشه ان هم با حرکت میشه اسرا عادت کرده وقتی پول  میبینه زود میره قلک شو میاره می اندازه به اون و دست میزنه به خودش   ...
13 اسفند 1393
1297 18 13 ادامه مطلب

لباسهاش بایگانی شد

رامسال برای عیدی اسرا جون یه کاپشن تابستانی و یه بلوز خریدم اوردم تنش کردن وای چه قدر بزرگ اومد بهش باید بماند واسه سال بعد.اما اسرا انقدر دوستش داره که میگه تنم میکنم و در نمیاره   امسال دیگه تصمیم گرفتم هم من هم بابا جونش عیدی فقط پول بدیم بزارند به حسابش ...
13 اسفند 1393

✿ازوالنتاین ماندیم✿

اسرا جونم خیلی مریض شده بود سرما خورده بود اما بد جوری زجر میکشید باباش سه بار به دکتر برد تا بردند دکتر خودش امپول داد کمی بهتر شده تفلکی انقدر سرفه میکنه بی حال می افته امسال خودم هم سرما خوردم از بس حالمان خوب نبود یادم نبوده براش هدیه والنتاین بگیرم رفتم یه کاپشن تابستانی خریدم خواستم اونو بدم تنش کردم دیدم خیلی بزرگ اومد باید نگه دارم واسه سال دیگه اما حالم خوب بشه یه کادویی براش میخرم واسه یادگاری اسراجون انشاالاه سال دیگه خوب برات میرسم   ...
1 اسفند 1393

زمستان سال نودو سه

اسرا میتواند شال کلاه خودشو سرش کند وقتی داره سرش میکنه میگه بریم دردر خیلی شیطون شده اما بخاطر دندون در اوردنش خیلی زجر میکشه شبها بی دلیل گریه میکنه نمی خوابه 9 تا دندون داره خدا کنه زود زود در بیاره حالش خوب بشه ...
28 دی 1393

احساس میکنم داره بزرگتر میشه

نفسم این روزها خیلی خواستنی تر شده وقتی میرم خونشون می دوه میاد کیفم رو از دستم میگیره و ازتوش خورا کی برمیداره وقتی کسی رو میبینه بهش میگه عدیییییییییی . موهاش خیلی بلند شده گیره و سنجاق نمیزنه اما خودمون نمی خواهیم کوتاه بشه تا ببندیم گیره و سنجاق بزنیم . وقتی موهاشو جمع میکنم خیلی خیلی بهش میاد خوشگلتر هم میشه . اخه مادرش هم مثل اسرا بود موهاشو وقتی جمع میکردم بهش می امد خوشگلتر میشد قربون هر دوتاشون برم اسرا دوس داره خودگار----------- به دست بگیره و بنویسه اولین دفتر املا مادرشم نگه داشتم همین طور دفتر مشق شو  اسرا مثل مامان باباش خیلی مهربونه این روز ها دوس داره رز مامانشو  برداره به چشماش و لب ش بزنه کی...
15 آذر 1393
1192 17 12 ادامه مطلب